أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

46

قانون ( فارسى )

5 - زردپى ( رباط ) زردپىها در تجربه با حس بينائى و لامسه همانند پىها به نظر مىرسند . اين اجسام از طرف اندام‌ها به سوى ماهيچه‌ها مىآيند و همراه وترها رشته‌هائى از خود مىپراكنند . بخشى از اين رشته‌ها با ماهيچه‌ها مجاورت مىيابد ، به داخل گوشت مىرود و بخشى كه از ماهيچه جدا مىشود ، بسوى مفصل و اندام حركتى مىرود ، دور خود جمع مىشود و براى مفصل و اندام حركتى وتر تابيده‌اى بوجود مىآورد . زردپىها همانطور كه ذكر شد ، اندام‌هاى پىمانندى هستند كه برخى از آنها را رباط ( رباط مطلق ) و برخى ديگر را رباط « عقب » مىنامند . زردپيى كه به سوى ماهيچه مىرود و در آن نفوذ مىكند بنام رباط خوانده مىشود و بس . زردپيى كه از ماهيچه دور است و بميان دو طرف استخوانى مفصل يا اندام‌هاى ديگر مىرود و بخشى را به بخش ديگر بطور محكم پيوند مىدهد ، با اينكه اصولا رباط است اما نام رباط عقب به آن اطلاق شده است . زردپىها از حس بىبهره‌اند و نداشتن حس از بهر آن است كه از جنبش و سايش كه لازمهء حس است گزندى نبينند . اين بود فوائد زردپىها كه ذكر شد . 6 - شريان‌ها ( رگ‌هاى ضربان‌دار ) شريان‌ها اجسامى هستند كه از قلب منشاء مىگيرند ؛ رگ‌هائى كشيده و دراز و در طول خود مجوف هستند و با زردپى و پى هم گوهرند . روند جنبش آنها براى آسايش قلب است و بخار دودى را از آن مىزدايند و روح را - بدستور آفريدگار - در اندام‌هاى تن توزيع مىكنند « 64 » . 7 - وريدها وريدها مشابه شريان‌ها هستند ، ليكن از جگر منشاء مىگيرند و بدون ضربان هستند و براى پخش خون در اندام‌هاى بدن آفريده شده‌اند « 65 » . 8 - شامه‌ها ( غشاءها )

--> ( 64 ) - تصور اينكه شريانها حامل غذا و هوا هستند و ريه‌ها بخار دودى خون را دفع مىكنند با تصور امروزى كه خون اكسيژن را از ريه‌ها مىگيرد و گاز كربنيك و بخار آب را به آن پس مىدهد تا حدودى نزديك است . ( 65 ) - وريدها از نقاط مختلف بدن منشاء مىگيرند و خون را از نواحى مختلف بدن به قلب مىرسانند تا پس از انتقال خون از قلب به ريه‌ها ، عمل تصفيه و پاك‌سازى خون صورت گيرد . وريدهاى جگر مواد غذائى را از جگر مىگيرند و وارد جريان خون اصلى مىكنند و بدين ترتيب غذا از طريق شريانها به تمام نواحى بدن مىرسد . تصور اينكه وريدها خون را به نقاط مختلف بدن مىبرند تصور درستى نيست و با پذيرش همين تصور غلط بود كه كشف جريان خون قرنها به تأخير